فرش دستبافت شاطریان

فرش دستبافت کاشان - فرش دستبافت - فرش دستباف - فرش ماشینی - قالی کاشان - فرش - فرش دستباف کاشان

فرش دستبافت کاشان در آپارات فرش دستبافت کاشان در توئیتر فرش دستبافت کاشان در گوگل پلاس فرش دستبافت کاشان در فیسبوک
نيم نگاهی از پنجره هرمونتيک معاصر به فرشهای تصويری ايران

نيم نگاهی از پنجره هرمونتيک معاصر به فرشهای تصويری ايران


ارسال شده در: 1394/1/19              از دسته مطالب: عمومی

 

هرصاحب انديشه ای که دروادی فرش ايران گام نهد ، به موضوعاتی برمی خورد که بارها وبارها درطول زمان، بنوعی مورد توجه وکند وکاوقرارگرفته اند ، لکن هنوزرازهای سر به مهری دربطن ومتن خود دارند که آنها را واجد دقت مجدد وشايسته بازخوانی و کشف مکررمی نمايد. 
                 يک نکته بيش نيست غم عشق وين عجب     کز هرزبان که می شنوم نا مکرراست
بی ترديد به جهت انشعاب شکلی وتاثرمحتوايی طراحی فرش ازنگارگری ، درطول زمان ، بسياری ازوقايع تاريخی ، مذهبی ، ونماد های اسطوره ای ، حماسی ، خيالی ويا هرآن مضمون ومفهوم عينی يا ذهنی که قابليت تبديل شدن به تصويررا داشته است،ازمنابع ومراجع گوناگون ، به سبب مناسبت ها وموقعيت های مختلف ، با انگيزه ها ونيات ومقاصدی متنوع برحيطه وعرصه فرش راه يافته وموجب پيدايش سرفصلی جديد وهنری ، ودرعين حال قابل تامل وگاه شگفت آوری بنام " فرش های تصويری ايران " در عرصه فرش ايران گرديده است . اين مقاله درکوششی بازشناسانه ، با بهره وری ازروش هرمونتيک معاصرسعی در آشکار سازی علت وجودی اين دسته ازفرش ها داشته و در پی تا ويلی نزديک به حقيقت از آنهاست . 
برآگاهان واضح است که سرفصل فرش های تصويری در تقسيمات موضوعی به فرش هايی با موضوعيت :
مناظرطبيعی 
ابنيه و اماکن تاريخی 
وقايع ورويدادهای تاريخ ساز
نمود متون ادبی 
تخيلات ذهنی 
تصاويرافراد شاخص 
وغيره تقسيم می شوند ، لذا لازم به ذکر است که مقصود از عنوان " فرش های تصويری " در اين نوشتار، صرفا آن دسته از فرش هايی می باشد که بر آن ها نگاره های خيالی يا واقعی انسانی نقش شده باشد. 
غنای شگفت انگيز موضوعی و مفهومی اين فصل از فرش ايران بحدی است که هر کدام از آثارش به تنهايی شايسته دقت علمی و توجه هنری بوده و حقيقتا بايد اين فصل پر رمز و راز را "عالم معنی " فرش ايران ناميد ، چرا که اين آثار به مدد تصوير، با عبورازمرز گفتمان کلامی ، ما را بيدرنگ با آن چه منظور ازغايت گفتمان کلامی است ارتباط می دهد ، بگونه ايکه دربررسی و دقت نظردرهرکدام ازاين فرش های تصويری می توان ازنظرشکل وفرم ومحتوا ، نا باورانه مضامين تازه ای را کشف وبه ريشه يابی و انطباق فرهنگی وفنی آنها در ميان  پيشينه تاريخی و عقايد و باورهای ملی و مذهبی پرداخت  ، مضامينی که بعضا بحدی عجيب و حيرت آورند که ازجنبه صرفا  تصويری خارج ، و وارد حيطه رويائی شده ودرقالب فرآيند " زيبايی شناختی " معنا می يابند وبا تحت تاثير قرار دادن بيننده موجب تغيير شرايط حسی _ ادراکی او می شوند . وازسويی ديگراحساس مداری آنها نيزشرايط زيبايی شناختی مخاطب را تحريک می کند ، وشايد تحريک همين احساس است که بگونه ای اسرارآميزحس علاقه مندی نسبت به موضوعات يا مصنوعاتی را درما ايجاد می نمايد که گاهی حتی ازنظرموضوعی يا زمانی و مکانی ارتباط چندان مستقيمی با شرائط حاضر ما ندارند وهمين می تواند نشان ازنوعی " شعورسيال نا خود آگاه انسانی " باشد که بصورت قرار داد نانوشته فرهنگی در اعصار و ادوار مختلف در ميان نوع بشردر جريان است .     

 

نيم نگاهی از پنجره هرمونتيک معاصر به فرشهای تصويری ايران

 

 

ديوار نگاره ای از مصر باستان


نيم نگاهی از پنجره هرمونتيک معاصر به فرشهای تصويری ايران

تنديس سيمرغ متعلق به اندونزی قرن دهم ميلادی

 


نيم نگاهی از پنجره هرمونتيک معاصر به فرشهای تصويری ايران

بشقابی با تصوير گرگ بالدار متعلق به دوران ساسانيان

 


 

 
باور نگارنده به استناد درک امروزين از تاويل داده های شواهد تاريخی با بهره وری از روش هرمونتيک معاصر،  در ارتباط با " فرشهای تصويری ايران " بر اين نظر استوار است که " نو آوری " محتمل ترين وقويترين  علت يا انگيزه اساسی برای پيدايش اين دسته از فرشها ست ، چرا که تا دوران قاجار، نگاره های انسانی اعم از خيالی يا واقعی با موضوعاتی گوناگون دراشکال و ابعادی متنوع ، تقريبا بر تمام مصنوعات بشر راه يافته بود ، حجاران  ، حدادان ، نساجان ، سفالگران ، درود گران  و بالاترو برتر از همه رسا مان و نقاشان ، آثار حيرت آوری را که بنوعی منسوب به فرم و شکل و نوع انسان بود خلق و در منظرانظار بر طاقچه تاريخ چيده بودند و تنها ميدان  خالی مانده از جولان اين آثار، عرصه فرش دستباف بود ، هر چند که آن نيز کاملا بی نصيب نبوده است.
همچنين از جانب ديگربا اندکی تامل و ژرف نگری فنی در اين دسته از فرش ها در می يابيم که  ضرورت يا اولويت هنری نمی تواند انگيزه اصلی مبادرت نو آورانه به توليد اين فرش ها بوده باشد ، چرا که مقايسه نگاره های موجود بر اين فرش ها  با نگار گری های بجا مانده از آن دوران که از رجال و شخصيت ها و يا حتی طبيعت و صور ذهنی تصوير گری شده است ، روشنگر اين واقعيت است که به دليل عدم تکامل تکنيک طراحی فرش درآن دوران ، بافندگان عينا قادر به انتقال ظرايف و دقايق تصويرو حتی رسم مورد نظربه فرش نبوده وفرش های توليدی از نظر تکنيکی، انطباق موضوعی و زيبايی شناختی دارای نقايص فراوانند، وگاه اين نقايص تا بدان حد است که تشخيص هويت حقيقی تصاوير، برای افراد عادی و غيره خبره ناممکن است ( تصوير  4)  چپ نويسی خط فارسی ( نام وعنوان احمد شاه) نيز از نقايص جالب توجه در اين گونه فرشها ست که شاهدی ديگر بر نقصان فنی راه يافته ازعوامل توليد ی است ، لکن با تمام اين احوال ، اين امر نقص بر موضوع نبوده و نقض غرض نمی نمايد ، بلکه با توجه به بلوغ تکنيک نگارگری وآگاهی هنری موجود از نگارگری درآن دوران ، تصور و باور اين نکته بر اهل فن سخت است که توليد کنندگان چنين فرش هايی در آن زمان بر اين نقطه ضعف واقف نبوده باشند ، لذا به زعم نگارنده ، از جانب عاملان اين عمل با باور به اين يقين تجربی که  نقاط ضعف اوليه در مسير تکاملی مرتفع خواهد گشت ، تعمدی در کار بوده است تا سرفصل جديدی درعرصه فرش ايران گشوده شود ، و چنان نيز شد.

 

نيم نگاهی از پنجره هرمونتيک معاصر به فرشهای تصويری ايران

 

 

4 _ مقايسه نگاره های نادر شاه و فتحعلی شاه با نقش آنها در فرش


 

 
با آنکه امروزه اکثرا اين فرش ها در رده بندی فرش های کلکسيونی و آنتيک قرار می گيرند ، و حتی بدين سبب هنری ناميده می شوند ، اما نبايد ازاين حقيقت کارشناسی غافل بود که اين امتيازدراکثرموارد به جهت گذرزمان براين فرش هاست تا جنبه هنری آنها ، هرچند که ظرائف ونکاتی هنری نيزدرآنها می توان مشاهده نمود . 
بيشترين مستندات متنوع از اين فرش ها ، بجا مانده از بافته های دوران قاجار است ، باشد که جلوتر از آن نيزبعضی نمونه های نادر از بافته های صفوی و غيره که منقوش به تصاويری از انسان و موجودات ديگر است  ، وجود دارند . ولی شکی نيست که دوران قاجاررا بايد سرآغاز ورود پرتره های شخصی و ديگر نگاره های هنری انسانی و سايرموجودات درعرصه فرش تحت عنوان موضوعي  مستقل بحساب آورده و هنگامه تولد سر فصل جديد " فرش های تصويری ايران " دانست . 
نگارنده عامل اصلی اين تحول ، و ترويج وتشديد آن را از سويی آشنايی دربارآن زمان با تکنيک و تکنولوژی عکاسی و همزمان نگارگری غربی خصوصا در زمينه پرتره ، و از جانب ديگر علاقه شاهان قاجار به خود نمايی و خود آرايی می داند ، که فرصتي  مناسب برای نگارگران آن دوران فراهم آورد تا بر انواع زمينه ها به چهره پردازی روی آورده و از قلمدان و جلد کتب گرفته تا  ديوارهاي  کاخ ها و سرا ها را از چهره نگاره های بزرگان قاجارپرنمايندوبرعموم آثار هنری ازجمله فرش تاثيری بسزا گذارند.

 

نيم نگاهی از پنجره هرمونتيک معاصر به فرشهای تصويری ايران

 

 

تصويری از احمد شاه بر فرش بافت راور کرمان در دوران قاجار


نيم نگاهی از پنجره هرمونتيک معاصر به فرشهای تصويری ايران

يک " کار ت بازی " متعلق به دوران قاجار

 


نيم نگاهی از پنجره هرمونتيک معاصر به فرشهای تصويری ايران

ديوار نگاری ازدوران قاجار

 


 

 
مهمترين وجه مميزه فرش های توليدی تحت سر فصل " فرش های تصويری ايران " از دوران قاجارتا به امروز ، که امروزه بيشترتحت اصطلاح تابلوفرش توليد و معرفی می شوند  ، با ساير توليداتی که خارج از اين سرفصل ، منقوش به تصوير انسانی يا نگاره ای از ساير موجودات  است ، در اين نکته نهفته است که در فرش های توليد شده تحت سر فصل " فرش های تصويری ايران " از آغاز تا امروز اجزاء شکلی ، محتوايی و مفهومی فرش ، تحت الشعاع تصويری می باشند که بعنوان موضوع اصلی فرش برگزيده شده است ، اما درسايرفرش ها ، اين نگاره های انسانی ويا ديگرموجودات است که درسايه و تحت تاثيرسايراجزاء فرش می باشند . 
به عبارت ديگردرفرشهای تصويری ، فرش محمل وبهانه ای برای نمايش موضوعی تصويراست ، اما درسايربافته ها ، تصاويرنقشی ابزاری درزيبا سازی فرش بازی می کنند . دقت درنقش موضوعی اجزاء تصويری عکس های ذيل ، ودريافت وتطبيق معنای تصويری آنها ، روشنگر تعريف فوق خواهد بود .

 

نيم نگاهی از پنجره هرمونتيک معاصر به فرشهای تصويری ايران

 

 

مقايسه نقش اجزاء تصويری فرشهای تصويری و غير تصويری


 

 
در فرش های تصويری با حذف نگاره اصلی ، فرش موضوعيت خود را از دست داده و از دسته بندی فرش های تصويری خارج می شود. اما در ساير فرش ها به جهت آنکه نگاره های تصويری ، موضوع اصلی فرش نيستند بلکه در کنار ساير نگاره ها ايفای نقش می نمايند ، لذا با حذف آنها فرش موضوعيت خود را از دست نخواهد داد. دقت در تغييرات تصوير زير  روشنگر موضوع می باشد .

 

نيم نگاهی از پنجره هرمونتيک معاصر به فرشهای تصويری ايران

 

 

مشاهده نتيجه حذف تصوير از فرشهای تصويری و غير تصويری


 

 
فارغ از قصد وغرض بوجود آورنده اثر ، در فرش های تصويری آنچه ملاک قضاوت تاريخی يا هنری بيننده می باشد ، داده های تصويری و ارتباط آنها با موضوع کلی تصوير و تطابق اين کليت با مستندات خردمندانه تاريخی و هنری است ، لذا بررسی و تحقيق هر کدام از اجزاء تصويری و کاربری آنها در زوايای مختلف در اين فرش ها  ، و حتی تطابق آنها با فرش های مشابه ، برای رمز گشايی از معنای کلی تصوير که حاکی و ناشی از انگيزه ای خاص و واقعياتی تاريخی می باشد ، از اهميت ويژه ای برخوردار است. 
البته هميشه معماهايی بی پاسخ  در عرصه فرش ايران ، منجمله فرش های تصويری وجود داشته و دارند که شايد هرگز پاسخی نخواهند داشت .   
شاهد مطلب آنکه ، در بررسی و کنکاش  " فرش های تصويری ايران " برای يافتن شواهدی در ارتباط با مطلب مقاله حاضر ، نمونه  زيبا و نادری از اين فرش ها که قاليچه اي  با موضوعيت حضرت سليمان است ، با نگا ره ا ی ويژه و منحصر بفرد ، نگارنده  را از سويی غرق در لذت حيرت نموده واز جانبی ديگر از يافتن پاسخی تاريخی يا هنری برای خاستگاه تصويری آن نگاره عاجز ساخت ، و معمايی ديگر پيش روی نگارنده نهاده و بقول معروف : آفتاب آمد دليل آفتاب .
دربررسی سطحی اين قاليچه و نگاه صرف تاريخی به آن ، بيننده ابهام خاصی نداشته و از درک تصويری عاميانه ای لذت می برد که صرفا بواسطه  رنگ ها و فرم ها  در قاب تاريخی شکل می گيرد .

 

نيم نگاهی از پنجره هرمونتيک معاصر به فرشهای تصويری ايران

 

 

قاليچه حضرت سليمان


 

 
لکن آنگاه که نگاه مخاطب با صعود به مرتبه بالاتری از درک تصويری در پی دريافت معناشناسانه ازاجزاء تصويری بر می آيد ناچار از انطباق اين اجزاء تصويری با متون ، اسناد ، نگاره ها وسايرداده های شواهد تاريخی می شود و چنانچه ارتباطی موضوعی يا مفهومی ميان اين داده ها و تصوير مورد نظر بدست نياورد  ، درک شفاف تصويری مخاطب مخدوش و معمايی بی پاسخ شکل می گيرد .

 

نيم نگاهی از پنجره هرمونتيک معاصر به فرشهای تصويری ايران

 

 

نگاره " جن " در قاليچه حضرت سليمان


 

 
نگاره ای انسان نما اما با مقياسی بمراتب کوچکتر از نگاره های انسانی موجود در قاليچه با پاهايی سم دار که به تفسير نگارنده به احتمال قريب به يقين ، نگاره ای از يک  " جن " است ، لکن  در تحقيقات کتابخانه ای ، هيچ نقش يا متني  که نقشی همانند يا وصفی همسان  با نگاره موجود در فرش مذکور داشته باشد ، بدست نيامد و سندی تاريخی در عرصه نگارگری بر آن يافت نشد . چرا که از ده ها مورد تصاويری که نگارنده در ارتباط با اين موضوع از تحقيقات کتابخانه ای بدست آورد ، هيچکدام تناسبی با نقش قاليچه مذکور ندارند ، تصاوير ذيل چند نمونه از آن نگاره هاست که از ديدگاه های فرهنگی و عقيدتی متفاوت منتسب به " جن " می باشد .

 

نيم نگاهی از پنجره هرمونتيک معاصر به فرشهای تصويری ايران

 

 

نگاره ای از " وروجک " در فرهنگ مکزيک ، که مشابه ترين نگاره تصويری يافت شده توسط نگارنده ، به نگاره موجود در قاليچه حضرت سليمان می باشد.


نيم نگاهی از پنجره هرمونتيک معاصر به فرشهای تصويری ايران

برگی از کتاب عجايب المخلوقات و غرايب الموجودات قزوينی سال 650 ه_ق که در آن نگاره ای از " جن " ديده می شود.

 


نيم نگاهی از پنجره هرمونتيک معاصر به فرشهای تصويری ايران

نقاشی قديمی حاوی نگاره " جن " از فرهنگ يهود

 


نيم نگاهی از پنجره هرمونتيک معاصر به فرشهای تصويری ايران

تصوير از بار عام حضرت سليمان که نگاره ای از " جن " در آن ديده می شود.

 


 

 
به زعم نگارنده  ، اين معما يکی از هزاران دليل روشن بر وجود معانی مستور در نگاره های " فرش های تصويری ايران " و ساير فرش ها می باشد که مخاطب را بارها به تماشای مکرر نشانده و هرذهن پرسشگر را در پی يافتن  پاسخی خرد پسند  به هما وردي  می خواند ، و درست همين نکته است که ما را مجاب به کاربرد روش هرمونتيک معاصر نموده و ضرورت ورود آن به عرصه فرش را آشکار ميسازد تا بتوان چنين تاويل و تفسير نمود که  : 
همين  ايجاد " اشتياق نظاره "  علت وجودی اين نگاره و پاسخ معما ست .
لکن حتی اگر چنان نيز باشد ، اين پرسش هنوز بی پاسخ است که :
نگاره ای با اين شکل و شمايل از کجا به اين فرش راه يافته است؟

 


 

 
سعيد رونقيان تبريزی