فرش دستبافت شاطریان

فرش دستبافت کاشان - فرش دستبافت - فرش دستباف - فرش ماشینی - قالی کاشان - فرش - فرش دستباف کاشان

فرش دستبافت کاشان در آپارات فرش دستبافت کاشان در توئیتر فرش دستبافت کاشان در گوگل پلاس فرش دستبافت کاشان در فیسبوک

درباره فرش دستبافت کاشان

تاریخچه قالی کاشان
مقارن با اوج گيري رنسانس در اروپا، در کاشان عصر صفوي قالي هاي توليد مي گرديد که به خاطر زيبايي افسانه اي شان امروزه موجب شکوه و افتخار موزه ها و کلکسيون هاي بزرگ شخصي مي باشند. نوشته هاي قرن هفدهم و هيجدهم ميلادي تصريح مي کنند که کاشان مرکز بافت قالي درباري بوده و توسط شاه عباس کبير (1628-1587 م) بنياد گذاشته شده است و قالي هاي ابريشمين نقره باف و زرباف که به نام قالي شاه عباس معروف است، به اين محل نسبت داده مي شود.
قديمي ترين فرش هاي متعلق به کاشان بر مي گردد به فرش هايي که در قرن 11 هجري بافته شده. اين فرش ها عموماً داراي طرح هاي گرفت و گير و شکارگاه هستند و محل بافت آنها عموماً موردترديد قرار گرفته است اينکه آيا اين فرش ها متعلق به اصفهان، تبريز يا کاشان مي باشد. نمونه مهم آن گروه متعلق به موزه فرش ايران است. که همتاي آن در موزه متروپولتين آمريکا است، که حاشيه آن با نمونه موجود در موزه فرش ايران فرق مي کند. بعد از اين گروه از فرش ها بايد از فرش هاي پولونز يا لهستاني نام برد که تعدادي از آنها نيز در کاشان بافته شده اند. که اين فرش ها عموماً داراي رنگ بندي سفارشي است. از اواخر قرون 17 و 18 تا اواسط قرن 19 خبري از فرش هاي کاشان نيست.
120سال پيش در کاشان مردي به نام حاج ملا حسن که با بانويي از اهالي اراک ازدواج کرده وارد کننده مرينوس منچستر بوده است، با رکود صنعت، پشم هاي باقي مانده را توسط همسرش تبديل به فرش نمود.
دومين گروه از قاليچه ها در خانه بروجردي و سومي در خانه طباطبايي که هر دو از تجّار کاشان بودند بافته شدند.
کاشان با توليدات قالي، که امروزه مايه افتخار موزه ها و مجموعه هاي خصوصي است، نقش بسزايي در تجديد حيات هنري ايران داشته است. درباره هنر فرش بافي در اين شهر کافي است يادآور شويم که استاد کار قالي معروف شيخ صفي، استاد مقصود کاشاني بوده است.
بافت قالي معروف به شيخ صفي در تبريز، با توجه به عدم وجود امنيت در اين شهر که بارها توسط عثمانيان مورد تاخت و تاز قرار مي گرفت، تاآنجا که شش سال بعد از پايان يافتن بافت فرش (946 هجري/1539 ميلادي) تبريز به تصرف ترک ها درآمد، مورد ترديد است. زيرا اگر اين قالي در تبريز و هنگام تصرف اين شهر بافته شده بود، گره ترکي در آن بکار مي رفت، در حالي که با گره فارسي بافته شده و اگر اين نيز صورت نپذيرفته بود مي بايست اين قالي نفيس امروزه به جاي آنکه در موزه ويکتوريا و آلبرت باشد، جزو غنايم عثمانيان در موزه استانبول مي بود. البته اين امر نيز امکان دارد که استاد مقصود کاشاني با صدها قالي باف براي احداث کارگاه قالي بافي سلطنتي به تبريز آمده و پس از اشتغال در تبريز و انتقال پايتخت، از تبريز به آنجا رفته باشد، ليکن درلا به لاي صفحات تاريخ شواهدي در اين مورد در دست نيست. حال اگر اين فرش ها در تبريز و قزوين تهيه نشده باشند، قالي اردبيل و قالي هاي مشابه در کجا بافته شده اند؟ روي ديگر سکه را نيز نبايد فراموش کرد که آيا لقب کاشاني به مناسبت تولد استاد مقصود در کاشان بوده است و يا اين که تنها لقبي است که از نياکان گذشته اش به يادگار مانده است.
کاشان نيز از دايره حوادث و بلايا و تهاجم اقوام و مهاجمان مغول و افغان هيچ گاه به دور نبوده است و صنعت فرش بافي در آن پيوسته دستخوش حوادث بوده است. متأسفانه بعد از اين دوره قالي بافي مانند ساير مناطق از رونق افتاد. احياء مجدد قالي بافي در کاشان تا حدود زيادي مرهون فعاليتهاي حاج حسن، حاج محمد جعفر اصفهانيان و استاد حسين کاشي و از طرفي به علت بکار افتادن واحدهاي نساجي ماشيني مي باشد که تعدادي از بافندگان منسوجات اين شهر را وادار به روي آوردن به قالي بافي نمود.
صرف نظر از جريانات فوق، زيان هاي راه يابي ماشين هاي نساجي به روستاها و پديدار شدن پارچه هاي گوناگون ماشيني اروپايي و ورود بي رويه آنها، براي کاشان نيز کمتر از فتنه مغول نبوده است. در اين ميان تنها روستاهايي که از تجربياتي در کار قالي بافي بهره مند بودند به دلايل خاصي آمادگي پذيرش آن را به عنوان رکن اساسي معيشت داشته اند و نقش عمده اي در اين زمينه به عهده گرفته اند.
قالي بافي در کاشان به طور کلي شامل شهر کاشان و حومه، نطنز و جوشقان قالي است که گستردگي و وسعت آن حتي تا بعضي از دهستان هاي گلپايگان، محلات، اردستان و اصفهان نيز امتداد مي يابد.
شهر کاشان به عنوان محور اصلي نقش بسيار مهمي را در ارتباط با ديگر نقاط به عهده دارد، و به واسطه عواملي چند، بسياري از توليدات مناطق ديگر را جذب بازار خود مي نمايد. اين توليدات را مي توان در حالت کلي با توجه به نقشه و جزئيات فني بافندگي آن به دو دسته کاملاً مجزا تقسيم کرد، که اين تقسيم بندي عبارت است از توليدات کاشان، نطنز و توليدات جوشقان. زيرا در اين منطقه دو نوع قالي کاملاً متفاوت بافته مي شود: قالي کاشان با طرح و نقشه کاملاً متفاوت در کاشان و نطنز و دهات اطراف آن ها و قالي جوشقاني با طرح و نقشه خاص محلي در سرتاسر جوشقان.

ساختار
در کاشان تار و پود از نخ پنبه اي است، و ابريشم فقط در قالي هاي بسيار ظريف به کار مي رود. براي پود زير که ضخيم تر از پود رو است(پود زير)، از دو نوع نخ کاشاني (اصطلاحاً شهري و اصفهاني) استفاده مي شود. نخ اصفهاني کلفت تر از نخ شهري است، به نحوي که پود 10 لاي اصفهاني معادل پود 12 لاي شهري است. نخ شهري از نخ نمره 5 است و پود زير متداول از 16 تا 24 لا دارد، 24 لايي را بيشتر در قالي هاي 15تا20 رجي جوشقاني مصرف مي کنند اما گاهي اوقات در قالي هاي کاشاني هم پود 24 لايي به کار مي رود. قالي کاشان با يک نظر سريع هم از طريق بافت بسيار ظريف (گره با پرز کوتاه و ظريف) که جزئيات تمام نقش ها را ظاهر مي سازد و هم از طريق پشم بسيار عالي مرينوس آن که به سطح قالي يک حالت مخملي مي دهد، قابل تشخيص است. بدون ترديد استفاده از پشم استراليايي توسط کسي انجام شده که اساس توليد فرش نوين کاشان را گذاشته و وارد کننده همين پشم و بنيان گذار بافندگي شهر بوده است.
علاوه بر آن بقيه پشم ها از توليدات گله داري هاي خراسان، آذربايجان، کرمانشاهان و تهران تهيه مي شوند. سابقاً در کاشان قالي ها و قاليچه هاي ابريشمي بسيار ظريف و هم چنين فرش هاي کرکي مرغوبي بافته مي شد. ولي امروزه شهر قم در زمينه اين فرش ها بر اين شهر پيشي گرفته است.
در قالي هايي که تا جنگ جهاني اول بافته شده اند، ارتفاع پرز عموماً کوتاه بوده است. برعکس، در بافته هاي جديد، پرز متوسط يا بلند را ترجيح مي دهند. ظاهراً براي شستشوي شيميايي،که رنگ ها را تخفيف داده و ملايم تر مي کند، تناسب بيشتري دارد. در قالي هاي پشمي کاشان، بلندي پرز قالي متوسط است. در حاليکه در قالي هاي آران کاشان (نام روستايي که قالي ها در آنجا بافته مي شوند) اين پرز در بافته هاي متداول تر که داراي رنگ هاي ابتدايي تري نيز هستند، بسيار بلندتر است. در قالي آران کاشان، مثل قالي هايي که در نصيرآباد، بافته مي شوند، گره هاي فارسي باف آن درشت تر هستند و در هر دسي متر مربع فقط 500 تا 1600 گره وجود دارد. در حالي که در قالي بسيار قديمي کاشان در هر دسي متر مربع 2500 تا 4800گره داريم (حتي در بعضي قالي هاي ابريشمين، اين تعداد به 8000 گره نيز مي رسد). به علاوه، گره جفتي، بيش از پيش در قالي هاي کاشان رواج پيدا مي کند.
قالي هاي کاشان و قالي هاي آران کاشان، به استثناي قالي هايي که کلاً از ابريشم بافته شده اند، داراي يک بافت متراکم و ضخيم هستند در پشت قالي، پود ديگري را مشاهده مي کنيم که نازک تر و جنس آن نيز پنبه اي است و رنگ آن آبي مي باشد. بنابراين اين قالي ها قطعاً پس از هر رج گره، داراي دو رشته پود مي باشند که اولين رشته پود به صورت کشيده است و دومين رشته حالت شل و آزاد دارد.
قسمت گليم بافت و بدون گره قالي را معمولاً فقط در يک طرف آن، در بالا يا در پائين مشاهده مي کنيم. اين قسمت گليم بافت ازطريق عبور دو رشته نخ پشمي يکي به رنگ قرمز و ديگري به رنگ سبز به وجود آمده است، در حالي که انتهاي ديگر قالي داراي ريشه مي باشد.
ويژگي هاي فرش کاشان به طور كلي عبارتند از:
داشتن زمينه لاکي با حاشيه سرمه اي. در بعضي از فرش ها زمينه فرش که عموماً به رنگ بژ مي باشد در حاشيه هم استفاده شده است.
داشتن رج شمار پايين 30تا 45 رج
داشتن ترنج لوزي شکل متمايل به بيضي
داشتن اسليمي هاي سفيد رنگ در دور لچک و ترنج و حاشيه ها
فرش کاشان از لحاظ طراحي تحت تأثير طرح گردان و لچک ترنج اصفهان مي باشد ولي ظرافت و دقت اصفهان را ندارد و رنگ بندي پايين تري دارد (حداکثر 10 رنگ)

طرح هاي رايج
نقوش رايج قالي هاي کاشان عموماً ترکيبي از نقش هاي تزئيني بوده است، که از ترنج مرکزي چند قسمتي و لچک هاي مربوط به آن تشکيل مي شده است همانطورکه در قالي هاي ايراني مرسوم است، ترنج مرکزي از تعداد زيادي ترنج متحد المرکز تشکيل يافته و ترنج مياني داراي حالت خاصي به شکل يک چليپاي ستاره اي يا شاخه شاخه است. در مقابل، حاشيه اصلي قالي ها داراي نقوش درشتي است که به صورت دو برگ در دو طرف شاخه و با چهار نوع کوچکتر از همين نوع نقش حفاظت مي شده اند. در روي زمينه و لچک هاي قالي، بازي ظريفي از ساقه هاي باريک و رشته هاي نرمي دويده و زمينه اي با نقش هاي برگ خرما، گل هاي ختمي، گل هاي نيلوفر آبي، گل هاي سرخ کوچک، برگ هاي نوک تيز و غيره پوشيده بوده و همه آنها به شيوه اي طراحي شده بودند که اندکي حالت هندسي شده داشته اند. اين ويژگي آخر، پس از جنگ اول جهاني کلاً در اين قالي ها از بين رفته است. بنابراين طرح جديدي را که در روي اين قالي ها ظاهر شده و مرکب از مجموعه گياه سبز و خرمي است، در دور ترنج مرکزي مي بينيم. در اين دوره مثل توليدات معاصر، ترنج تمايل به کوچک شدن دارد و مبدل به شکل بيضي مي شود. در قاب اصلي حاشيه و در روي يک زمينه آبي دريايي، نقشي را مي بينيم که از گل هاي درشت و برگ هاي نخل زينتي تشکيل شده است و در لابلاي آنها به تناوب گل هاي کوچک قرار گرفته اند. اين طرح از نقشهاي قديمي هراتي که آن را مستوفي مي نامند الهام گرفته شده است. معمولاً در اين قالي ها چهار يا شش عدد قاب حاشيه اي به اضافه يک لبه باريک، يعني حاشيه اي که در کناره قالي قرارگرفته و فقط داراي يک رنگ آبي يا قرمز است وجود دارد.
قالي هاي کاشان عموماً و به خصوص در ابعاد سجاده اي آن، گرايش به ترکيب نقش تزئيني که در بالا توضيح داده شده دارند. در قالي هايي با ابعاد متوسط و بزرگ، معمولاً زمينه عاري از ترنج وجود دارد و جاي آن را به اسليمي هاي گل داري داده اند که در تمام سطح زمينه گسترده هستند. نقش مشابهي نيز در قالي هاي نادري که داراي زمينه سفيد عاجي هستند ديده مي شود. از طرف ديگر، در نوع سجاده ها، پاره اي از قالي ها از نوع قالي هاي نمازي، با نقش درخت زندگي کم نيست. اين درخت از گلداني بيرون آمده است که در پايه زمينه قرار دارد و خود درخت نيز تقريباً سر به قوس محراب مي سايد. در قالي هاي ابريشمين کاشان که محصول جديد هستند، معمولاً مجموعه تصاوير و حالت تصويرگري آن نسبت به سنت وفادار مانده است. براي همين است که خطر مواجهه با تصاوير نامناسب از کتاب هاي يا کارت پستال هاي مصور و يا عکس هاي اسکناس گرفته شده اند، وجود ندارد.
در اين قالي ها اکثراً تصاوير پرندگان، چهار پايان، گياهان، درخت زندگي، سوارکاران صحنه هايي از شکار، شکل موجودات اسطوره اي و يا افسانه اي مثل اژدهاي پرنده، واق واق، درخت سخنگو که مي دانيم در انتهاي شاخه هاي آن سر يک حيوان وجود دارد ديده مي شوند.
در سوابق تاريخي فرش کاشان ديديم که اين حرفه در کاشان، ريشه در زمان هاي دور داشته و علي رغم بحران هاي اقتصادي توانسته است، همچنان به بقاي خويش ادامه دهد. در اين روند درخواست بازارهاي جهاني گاه اعمال کننده سليقه خويش براي ارائه توليدات با نقوش و ساختاري مخصوص بوده است در اين راستا قالي هاي اواخر قرن نوزدهم کاشان بواسطه بافت بسيار ظريف و پشم بسيار لطيف، به راحتي در اولين نظر قابل تشخيص هستند.
نقوش تزئيني مثل آنچه که مرسوم قالي هاي ايراني است مشتمل بر مداليوني بزرگ در مرکز و لچک هايي در اطراف بوده است نقش مرکزي خود از چندين مداليون متحدالمرکز تشکيل مي شد. اين نقش که به صورت نقشي ستاره اي (شبيه دانه برف) بود بوسيله لچک هايي در اطراف احاطه مي شد و نقش هاي اسليمي و ختايي با تزئين زمينه و لچک ها بدان حالتي پويا و زنده مي بخشيدند و اينها همه داراي ترکيبي دقيق بودند که بعد از جنگ ديگر رعايت نشد و اين حالت به نقوشي ساده و همگون در اطراف ترنج مرکزي تبديل شد، و ترنج مرکزي نيز رفته رفته مانند نقوش امروزي کوچکتر شده و با پيوستن به ديگر اجزا، قالبي بيضي شکل را پذيرفت.
از طرح لچک ترنج سنتي کاشان (ترنج ظريف و کشيده به رنگ آبي سرمه اي که عيناً اين رنگ در لچک ها و حاشيه نيز تکرار شده) در يک زمينه لاکي رنگ و يا برعکس ترنج لاکي در متن سرمه اي در برخي از مراکز قالي بافي ايران مانند کاشمر، يزد، اردستان و همچنين کشور مصر تقليد مي شود.
از طرح هاي محتشم در حال حاضر علاوه بر كاشان و قم و جوشقان به ميزان قابل توجهي نيز در مراكز بافندگي اروپاي شرقي مانند آلباني و روماني تقليد مي شود.
از طرح شاه عباسي افشان كه بيشتر با زمينه كرم در اين شهر بافته مي شود برعكس بازارهاي داخلي در خارج ازكشور از آن استقبالي نشده است.
صرف نظر از طرح هاي لچک ترنج و نقوش شاه عباسي و اصفهاني، طرح قالي هاي ساروق مشتمل بر طرح گل و بوته با زمينه اي به رنگ سرخ، براي مدت ها نقش قالي هاي قديمي کاشان را شامل مي گرديد.

رنگ بندي
رنگ نقوش در قالي هايي که داراي زمينه سفيد عاجي هستند، عموماً خاکستري، قهوه اي، توتوني، عاجي و سياه است. و در قالي هاي داراي نقوش هراتي موسوم به مستوفي که قبلاً به آنها اشاره شد رنگ ها داراي آن لطافت و ظرافت لازم نيستند و اين امر بخصوص در قالي هاي جديد مشاهده مي شود. معمولاً در اين قالي ها دو رنگ مسلط وجود دارد که آبي و قرمز هستند (مايه هاي مختلفي از قرمز آجري) و موجب بوجود آمدن يکنواختي نسبتاً تيره اي در رنگ قالي مي شوند.
علاوه بر موارد فوق در بازار، فرشي به نام کاشان پنج رنگ نيز عرضه مي شود و همان طور که از معني آن بر مي آيد در رنگرزي الياف آن فقط پنج رنگ به کار رفته است. برخي از رنگهاي فوق در گويش محلي واژه مخصوصي دارند. قسمتي از آنها به شرح زير است: شکري (به رنگ کرم)، مله اي(رنگي است بين زرد و نارنجي و از مخلوط کردن نصف استکان رنگ زرد و چهار قطره سرمه اي به دست مي آيد. اين رنگ به سکه اي نيز شهرت دارد)، دوغي ( صورتي پررنگ) و چهره اي که همان صورتي کم رنگ است.

ابعاد
هر چند که در برخي مناطق کاشان صرفاً قاليچه بافته مي شود با اين حال هم چنان که پيشتر نيز اشاره شد. در نقاط ديگري که با عنوان نقاط مختلط باف از آنها نام برديم کليه قطعها توليد مي شود:
قالي کاشان به استثناي قالي هاي کناره اي، تقريباً به اندازه سجاده و بزرگتر هستند اين در حاليست که در دهات شرقي کاشان قاليچه هاي به قطع کمتر از يک متر مربع نيز بافته مي شود